تبليغاتX
احســان رستـــمی - تحلیل وتحقیق من راجع به مهرداد فلاح
 
احســان رستـــمی
 
 
میخواهم با تو آن کنم که بهار با درختان گیلاس میکند
 

چهار نگاه  و  یک  دهن دره  به  فلاح

برای خوابیدن و  رویا دیدن

 در متن و نقاشعرهایش بعد از هوا خوری  و خستگی بسیار ....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

بهترین بازی در دنیا بازی با رنگهاست و خطوط

واقعیت آنست که ما هیچگاه نمی توانیم از قلمرو رنگها پا بیرون بگذاریم

رنگها متعلق به موجودی عاشق تر است

و طبعا در قلمرو ما رنگها و خطوط ورای گورمان در حال زائیده شدن اند

 

رنگ،حکایتی است اسطوره ای و پدیدار شناسانه و موضوعی است روانشناسانه

رنگ سبز  رنگی است که از آن گل بابا آدم میروید ، و رنگ قهوه ای رنگیست که از آن درخت گردو زیر شاخ و برگی از مه  میروید ،رنگها ظرفیت پذیرفتن و فهم انسان را بی نهایت میکنند ،سوال خوبی است اگر بپرسم رنگ زرد چگونه رنگیست ؟ و چه حسی را بر می انگیزد همزمان؟

اما طبعا ترس درونی با رنگی که با خصلت ما برجسته شده هاشور خورده ،ورنگها هستی شناختی ما را بیشتر میکنند

اما شعر با بازی دادن جریان رنگها و از نوع نامتعادل و نا متعارف و نادر که تمام انرژی ورخدادها  روی خطوط و محور کلمه که قابل گسترش است در ذهن راوی...

 و همانطور که رنگ پخش میشود بروی صفحه و صفحه شامل هزار ترجیح بند و دینامیسم حرکتی و محور رنگها را به نفع حجم کلمات پر رنگ میکند.../

 میگویند در شعرهای رمبو رنگها ی بسیاری  به طور ناخوداگاه وجود دارند ،رنگها اغوا کننده اند و به لقاح ما چسبیده اند

 رنگ جنینی ِاشک و گریه ، و رنگ دمیدن  به زندگی دوباره و مصلوبیت ِ دوباره

ورنگ وخطوط، باز تولید کننده ی وضعیتی درونی هستند وبه لحاظ خصلت نمائی در سرشت ما و فضا سازی وتعلیقش از نوع شناور و ارام است و تنوع طلبی جنسی ما را و(انقلاب جنسی) ما را رنگها به دست دارند و حتی مذهب به رنگهای کاشی  و مناره ها آغشته شده وحرکتی است حامل فلسفه ی زندگی ونیایش  (رنگها و فصلهائی که میایند بعد از من )

رنگها معنی را تراکم میبخشند وفشردگی رنگها تراکم معنی را به وجود میاورند و حتی حافظ

( راز شکفتی عالم )براستی رنگی زمینی و آسمانی داشت  و رنگها حسهای مشترک ما را قلقلک میدهند . ما ممکن است از زن و پول و قدرت خسته شویم اما از رنگها خسته نمیشویم ... جهان آلوده به رنگها  قیافه ا ی متضاد با درون ماست .../ و کنایه ها که زمانی دنیای شعر کلاسیک را قرق کرده داشتند بر میزان همین رنگها و بر کفه ی این رنگها سوار بود وقتی شاعر از شمع مرده صحبت میکند ویا از شب وظلمت ودنیای کنایه وکنایه بازی وانقلاب واینها رنگهای اصیل و مشترکی هستند  که برای دموکراسی آدمها وملتهاش زحمت میکشند ،نور و رنگ زرد وسبز را نوید میدهند این کنایه ها.... ،

حتی نام انقلاب ها از رنگها و ازنماد رنگها برداشته میشود واز تاثیر رنگ بر اجتماع است ،مثلا جمله  ی انقلاب مخملی ، انقلاب های زیر زمینی ..

رنگ و نرمی مخمل را وسیاهی ونمور بودن را به ذهن متبادر وشناور میکند وجدیدا در برمه راهبه های ارغوانی رنگ که از آن به انقلاب ارغوانی در برمه یاد میکنند به این نام و رنگ شهرت یافته است .

اما پست مدرن در کارهای تلفیقی آقای فلاح  و تلاشهائی در جهت معنی و رنگ وخطوط و به هم ریزی ارکان جمله ،وتاخر واژه در قالب های مرسوم و اشعاری که چون موهای فرفری در حال شانه کردن هستند ...../و موضوعات در اشاعه ی شعرها هستند و تداعی ها ،واین تلفیق آهنگ تداعی ها را در ما به وجود میاورند ،و وقتی یک مدیوم جدید به درون یک مدیوم دیگر وارد میشود اینجا ما باید گوشمان را تیز کنیم برای موسیقی و اهنگ  درونی، برای آشنا شدن با چند و چون  و غریبگی در کار  ،و این رنگها همراه با تصاویر وخطوط ،مانند سینما دارند نقش جلوه های ویژه را بازی میکنند واین جلوه های ویژه ی در متن ،  گاهی دریائی را ، گاهی موضوعی ذهنی را ،گاهی چیزی  وماکتی از چیز بیرونی آن را به ما نشان میدهند، تلفیقی از چند شی که ممکن است موضوعیتی در روند نظم بخشی ما در عالم نداشته باشند اما تداعی کننده  ی خاطره ها و لذت ها وگذشته ما را ممکن است به یاد آورند ،وقتی صادق هدایت را میخوانیم این رنگ ها هستند که ما را به درون متن هدایت میکشند و با اسم بردن اشیا ،کوزه و انسانهای گذشته :پیر مرد خنزر پنزری رنگ سرد وسیاه وسفید و شراب ، و  وقتی از سوراخ به آن سو و دیگر سو نگاه میکند رنگهای تیره  و این رنگها نشانه های دیگر را در ما زنده میکند ،

 

و حتی رویا ها رنگ پرواز را به خود دارند ،و و قتی صحبت از آرزو میکنیم نقش رنگ را نمیتوانیم نادیده بگیریم و بهشت را با رنگها مخلوط میکنیم،دنیای کودکی را.... ،دنیای دانته با رنگهای دوزخی سیاه سیاه ودنیای بهشتی در ردای بئاتریس نقش بسته شده که گرما و مدرنیسم را به وجود میاورند وبه خاطر این رنگهاست که ما همیشه اشتها داریم آن را بخوانیم و تجربه کنیم ،نگاه کنید به این جمله( چرا بعد از مرگ چگوارا در بولیوی هیچگاه سحر نمیشود) .در تاریکی ماندن وسیاهی به خاطر کشتن یک مرد و رنگ نور را ندیدن و رنگ صبح واین شهر در دوزخ سیاه وبیرنگ آن قوم  فرو رفته واینجا یک کشور به رنگ سیاه تشبیه شده ونفرین شده... و همینطور هیتلر با نیمکره ی سیاه ذهن ما همطریق است، این (نی نی کوچولوئی که قرار بود خواننده ی اپرای  تنور شود) ....

و تروریست با رنگ وحشت ،رنگ ترس ،رنگ سیاه رنگ مرگ ،رنگ چهره ی وحشت کننده های یازده سپتامبر را زنده میکند ،واین نامش رخت بر بستن است از این دنیا وقتی به رنگ بیروح خودمان در آئینه نگاه کنیم ....یا در تصاویر....

 

2.غیاب... وحضور اشیا ءدر متن کلمات

 کلماتی هستند که به علت کوتاهی متن نقش اشیاء رادر متن برجسته میکنند البته بدون حضور اشیا< این کلمات نه تنها اشیاءرا برجسته میکنند به خاطر تک بودنشان ومفرد بودن و گاهی جمع نبودن شکافی در دل واژه ها به وجود میاورند و آفرینشی در متن ودر خواننده ........

ورمز گونه کردن واژه ها ودنبال اصل مطلب رفتن واینجا زبان شناسی ،کلمه شناسی و ریشه ی لغات مورد تحلیل قرار میگیرد برای پی بردن و در  کنار هم گذاشتن این پازل به  همچین چیزهائی  نیازی پیدا میشود ،چند متن فشرده در دل هم ........

گاهی برای فهم یک عبارت باید چند موضوع را همزمان پیش ببریم فهمیدن چند عبارت شاعرانه ،فهمیدن فضای سورئالیست وهمذات پنداری ،شناختن روی پیکانها که به کدام جهت اشاره دارند به اسطوره به نماد به رمزگان ودنبال کلید گشتن مثل یک دزد،وشناختن رنگ و تاثیر رنگ بر فضای آدمها .اینها همه یک افرینش را به وجود میاورند ویک تابلوی نقاشی را....... برای دیدن این رنگها ما باید چشمهای (ورمر )نقاش را داشته باشیم ومدل ودستیارمان دختری باشد با گوشواره های مروارید آن وقت میفهمیم رنگ چه تاثیری در دنیای آدمها دارد ........

با قطع کلمات   کلمه شکل و برداشت جدید به خود میگیرد وقتی جمله ی( انسان و درد های  بزرگ و الیم  را)بر روی ورقی بنویسیم وهمان لحظه جوهر خودکارمان روی کلمه ی (ن )ودردها  بریزد و آن را بپوشاند چه اتفاقی میافتد اینجا املا را  ممکن است نوزده بگیریم یا هجده .....  اما چند چیزدیگر در ما زنده میشود مثل جمله ی انسان بزرگ ویا این فکر واین فهم وجستجو برای جمله ساختن وکشف جمله ی پنهان .ما این نوع به هم ریختگی را در نقشه های گنج وکتابهای قدیمی دیده ایم کلمه ای موش خورده کاغذ ی ونوشته ای که گوشه اش پاره شده ،موریانه ای در گاو صندوقی عهدی وپیمانی را خورده .....واینجاست معادلات جدید رو میشود وهمه بدنبال معنی وتکثیر شدن معنی هستند

ما ،در متن این نوع کار ها به آوای کلمات  در کنار هم وتکرار چند آوا پشت هم  مواجه ایم

متن ونقاشی طبق هم پیش میروند بر حول هم میچرخند وبرای تکمیل ویا تضادی که با ژستی شاعرانه برداشته میشود که بتواند صدای رسا ی کلمات وآهنگش را برساند .....

در این شعر ها میشود همانند جنگ غنیمت های بسیاری بدست آورد واین غنیمتها را در دل متن میشود پیدا کرد وزهرشان را میتوانیم در لحظه ای به همراه پادزهر بنوشیم .....
این دو نیم شدن سیبها را وکلمات را روی چند چهرگی آدم و حوا میتوانیم ببینیم ،ونقش وتصویر به جای کلمه خود سخن میگویند ،وکاراکترها با طنز شاد هم آغوشند واین رنگها (مثل مرگ و مالیات گریز ناپذیرند) در زندگی  ما....

 

 

 

 

3.تلفیقی از سوالها با جوابها .. یا جوابها با سوالها.. خواندیدن ، شندیدن ، پُرســـجَوابیدن .

 

 

  1.عملی که ما را با تلفیق... به چیز درونی و شهود برساند مثل در هم شدگی با چرخ گوشت و عشقبازی /

درگیری وغیره غیره کردن متن و گرافیک با ذهن مخاطب ./

 متنی مه آلود با چشمهائی حساس به نور و روشنائی./

هوا خوری و کباب خوری در خوش ترین لحظات ایران ...

نشان دادن جهان به صورت یک پرسش ویک رنگ ./

پنهان و پیدا      مرئی و نامرئی     وسایه  روشن ..../

تصاویر حافظه ی ما.......، در ذهن راوی به هنگام  نوشتار .

نبود راوی ،  بود راوی  در زمان ،  در بی زمان  و شکل تهی و شکل خارجی ساختمان ./

معنای متفاوت از کلمه در شکل دیگر ..مثل معنای سیب بعد از گاز زدن   بعد از کرم خوردن ،بعد از قرمز شدن ،بعد از افتادن ....

عینیت وذهنیت  ، توسل جستن به سورئال ،سگ یک چشم... آدم بی دهان و گوش ...و فریادهای بی دهان ../

تفاوت اجرا و زبان ومقایسه بین این دو ، تضاد بین این دو...دوندگی این دو...ونفس گیری وبادپائی هر دو....

نوع نوشتن و نوع ساختار زبان و نوع گرافیک ./

جمع شدن وشعار دادن کلمات ...درهیئت کلمات ...در هیئت طرح و گرافیک .در هیئت خطوط ..../

همزمانی طرح وکلمه ..جلو بودن شعر از طرح . یا طرح از شعر...

درگیری ودوئل وشورشی که با رنگ به متن القا میشود ./

متن های دایره ای ،ساختار نیمه چرخشی ،ساختار معنی ساز ./

لحن محاوره،لحنی با تشبه به رنگ و جداره ی بیرون متن ./.

بعد دادن ...سه بعدی بودن ..چند بعدی بودن،مثلث روابط کلمات .../

و فلسفه و چرا و چون در متن.. غالب بر متن و شعر ...

برتری چشم و تصویر بر گوش و شنیدار ...

مصادره کلمات برای تصویر سازی و تجاری    آگهی ../

کم کردن کلمه   به شکل جهنمی از اضداد    و در تاریکی آتش زدن  به خانه و گلستان ..

.و دیوانگی در کار و فریاد جنون آمیز   و زندگی در هم ریخته /

 موضوعی داستانی وقصه به متن شعرها  وکلماتی که  بار داستانی را بدوش میکشند /

مَن و مَن هائی همگانی شده وجمعی وفرامن هائی از دل متن و من من من من منمنهائی  ما ما شده ...

هزار لایگی متن با پرسش و رنگ /

وهیچی و همه چی در هستی متن /

چینش غریب متن به همراه خواندن تو در تو /

تنبوری بدون نت و شنوا در گوش .../

به شعار رفتن و زدودن شعر به خاطر عنصر تبلیغاتی ../

4.(امروزه هر عمل نو و هر حرکتی  یک عمل وحرکت پست مدرن تلقی میشود ...)

تاسی گرفتن از هر عملی و هر سنتی به حساب این فرهنگ گذاشته میشود .اما جای سوال است در هم امیزی سنتها و فرهنگهاو شباهتشان با پست مدرن....

این نوع کارها شاید یک جورهائی شبیه هنری تبلیغاتی باشد که در پی مفهوم است وشاید شعار مفهوم را ..وتحلیل را در سر داشته باشد تا زیبائی اثر...

 تبلیغی برای کالا و فروش نیست و به دنبال مفهومی کردن کارها هست و ممکن است به دنبال زیبائی اثر نباشد و با دنیای گالری ها ورسانه در تضاد است ولی کامل کننده ی این نوع کارها  ویک سر این طناب به دست مخاطب است  ،

و از این طریق (دنیای هنرنمودش و بودنش برای چهار تا همپیالگی صرف به سر آمده و زیر سوال رفته ...) و فرهنگ عامه نقش محوری پیدا کرده در این کارها ....

و نسلهائی که دنیای متفاوت و پر از خشونت را تجربه کرده بود ن در این امروز سنت ومدرنیته را تلفیق کردند و نسلی دیگر را آفریدند گاهی از زیبائی گریختند و زیبائی ستیزی را سر دادند وگاهی آن را تبلیغ کردند و داعیه دارش شدند  و بلای جانش ...ولذت بردند غافل از آن که معنای لذت و زیبائی در فرهنگها وزمانها و ادامه همین زمان تغییر کرد وزیبائی ها به قول آقای قره باغی تبدیل به جایزه ای مثل خروس قندی به این و ان شد ومعنا مفهومی بزرگ تر نیافت ...

 در کارهای آقای فلاح این مفهوم رویکردی به زیبا شناسی و فلسفه وزبان دارد ..واینها برای شاعر بهترین میراث است ...

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 21:5  توسط  احسان رستمی  | 
 
  بالا